شاهنامه ی ابن ملجم

,

ضمن عرض تبریک به مناسبت سالگرد سقوط علی ابن ابوقاتل  این جلاد نامدار ، به چاه تاریخ بشریت ، باید بگویم که علی را بسیاری از محققان قاتل همسر بیچاره اش نیز می دانند. چرا که دفن شبانه ی این بانوی خطرناک جهان اسلام ، و مرگ ناگهانی او و کنیز گرفتنهای پیاپی علی پس از مرگ فاطمه، اتفاقاتی ست که ما را به شک انداخته که نکند کار ، کار خود علی بوده است!به هر حال کار علی بوده یا عمر به ما مربوطی نیست!

چکامه ای که برای ابن ملجم بزرگوار قاتل ایرانی علی سروده ام را می نویسم باشد که مقبول درگاه ایزدی قرار بگیرد!

 

شاهنامه ی ابن ملجم

داستان کشتن علی توسط ابن ملجم ایرانی به سبک استاد سخن فردوسی:

 

همان سردار نامی ابن ملجم                             هزاران مثنوی را کرده ملزم

بگویم ماجرای شیر ایران                                که زد بر فرق آن مرد هوسران

علی آن بوالهوس آن هرزه ی پست                که در هر تاز و تاختی داشته بود دست

بیامد روزگاری سوی ایران                              تمام تاج و تختش کرد ویران

علی آن اژدهای آدمی خوار                               به ایران عظیم آورد آزار

زنانش را کنیز کوفیان کرد                               اسیر شهوت آن صوفیان کرد

به مردانش بزد تیغ خساوت                              بزد شمشیر سنگین شقاوت

علی مردی کثیف و بی شرف بود                       برایش کشور ایران هدف بود

در آن روزها بیامد ابن ملجم                             چو دید آن ظلمت و بیداد عالم

بیاورد نقشه ی اعدام او را                                  که ویرانه کند اسلام او را

که گویی از فلک آمد ندایی                           بگوش آمد صدای ضجه هایی

ز فریاد زنان و شیون درد                                  ز مردان اسیر و میهن سرد

بیامد صد ندا از مرگ و اعدام                             که آمد از زبان مرد خودکام

بگفتا ابن ملجم این تمامست                            بگفت برخیز که وقت انتقامست...

زمان انتقام آن همه سر                                     که افتاد در کویر جنگ خیبر

زمان انتقام ملت من                                           که زد بر جسم آنان تیغ آهن

زمان ِ آن رسید تا که تقاصش                            دهد پس تا درین روز قصاصش

شود او عبرت هر خودپرستی                             که کوبد آدمیان را ز مستی

شود او عبرت مردان نامرد                                که بر ایران ما ویرانه آورد...

سحرگه شیر ایران ابن ملجم

به سوی مسجد دیوار ماتم

برفت و تیغ شمشیرش بیاورد

برای پیکر آن مرد نامرد

نه تیغش زهر داشت و سم بسیار

که او جان علی میخواست این بار

زمانی که کشید او خنجرش را

علی آورد مرد سنگرش را

که او "جندب"همان خونخوار او بود

ولی ملجم ازو ترسی نیفزود

به ناگه ضربتی آورد و "جندب"

سرش شد گوی و آن مرد مجرب

وجود بی سرش روی زمین شد

علی پشت دو تن گویی کمین شد

دو مرد دیگرش آورد و فریاد

بزد بر آن دو مرد رذل و جلاد:

که او را با سری خونی بیارید

دو خنجر را به قلب او بکارید

ولی ملجم پس از چند ضربه ی تیز

سر آن مردکان نفرت انگیز

به روی فرش آن مسجد بیانداخت

که ترسی را به جان مرتضی ساخت

علی با تیغ شمشیرش بیامد

به تیغ تیز و زنجیرش بیامد

چو شمشیرش دو سر بود و بُرنده

بزد بر روی ملجم نیش و خنده

بگفتا" این منم مولا علی ام

که حتی بهر الله من ولی ام

منم آنکه هزاران سر بریده

ز قلب کافران وحشت شنیده

منم آنم علی مرتضایم

برای ملتی نور خدایم!

تو ای آواره ی بیچاره ی مست

چه می خواهی ز ما ای خائن پست"

بگفتا ابن ملجم بهر آن مرد

که " ای سوداگر هر جنگ و آورد

بگو الله تو را یاری نماید

وگرنه گردنت یک سر بزاید!

نمیدانی که ایرانی تبارم

که ترسی از عرب هرگز ندارم

نمیدانی که خونم از شما نیست

خدایم اینچنین اهل جفا نیست؟

بیا اینجا که تا خونت بریزم

که از الله و دینت می گریزم

تویی رذل و تویی بیچاره ی پست

ببین اطراف تو بیچاره تر هست؟"

علی آن لحظه آمد سوی ملجم

ولی با غصه و صد گونه ماتم

هزاران وحشت اندر جان او بود

هزاران رخنه در ایمان او بود

یکی ضربت بزد بر دست ملجم

یکی بر پای او زد تیغ پر سم

ولی ملجم به فرقش ضربه ای زد

که رفت از یاد او الله و اشهد!

چو فریاد علی پر گشت آن جا

بشد در وحشیان غوغا و بلوا

در آن لحظه هزاران تیر و شمشیر

برفت در پیکر آن رستم شیر

به سوی پیکر ملجم روان شد

همانجا پیکرش بی خون و جان شد...

احمد خاتمی

,

آیت الله احمد خاتمی (امام صیغه ی موقت تهران)

سوال :السلام العلیک آقای خاتمی... مدتی ست که در ِتوالت خانه ی ما گیر کرده و باز نمیشود . به همین دلیل من در توالت گیر افتاده ام. ما به قفل ساز محله مان گفتیم که بیاید و کار ما را راه بیاندازد ولی آن کلید ساز طماع که از بیخ عرب می باشد می خواهد از شرایط سوءاستفاده کند و 80 برابر ِ رقم پیشنهادی ما که 100 تومن است ، پول بگیرد!حالا که من اینجا گیر افتاده و فعلا در را نمی توانم بگشایم ، تکلیف نمازهایم در ماه رمضان چه میشود؟در ضمن در را  هم نمی توانم بشکنم چون بالای 300 هزار تومن روی دستمان می گذارد... منتظر فتوای شما هستیم خدا و الله نگه دارتان رسول عدسی از اصفهان

جواب آیت الله خاتمی:علیکم السلام... در مورد سوال مورد نظرتان ، و با توجه خاص به شرایط روحی و مشکل اقتصادی بودنتان، همان بهتر که فعلا در همان توالت نماز بخوانید!!چرا که خداوند از ذره المثغال نمازها نمی گذرد و در آن دنیا بدجوری یقه ی شما را می گیرد با آرزوی قبولی طاعات و عباداتت

سوال : سلام... می خواستم بدونم دید زدن دختران زیبارو در سریال های ماه مبارک رمضان چه حکمی دارد؟ امیر . ج از مراغه

جواب :این سوال را بارها از من پرسیده اند و بارها هم جواب داده ام ... در نماز  جمعه هم که بودم جواب دادم: روزه باطل میشود ... البته رفیق شفیقم نوری همدانی به این سوال به طرز کامل تری پاسخ داده بود

سوال :تقسیم حوریان بهشتی در بهشت بر اساس چه معیاری ست و ما چه کار باید بکنیم تا حوریان بیشتری در بهشت به دست آوریم متشکر- حمید حشری زاده از کویت

جواب: بستگی به نوع رفتارتان در دنیا و نوع مرگتان دارد اگر نیکوکار بوده اید ولی عادی مرده باشید آن وقت 10 تا حوری بیشتر گیرتان نمی آید ولی اگر به شهادت برسید الماسی به شما داده خواهد شد که دارای 8000 تالار است که هر تالار دارای 8000 اتاق و هر اتاق دارای 8000 حوری است حالا برو ماشین حساب پیدا کن ببین خدا برای شهدای راهش چه حساب و کتابی دارد که به آنها  512000000000 (به حروف پانصد و دوازده میلیارد) حوری می دهد یعنی تقریبا 85 برابر جمعیت زمین ! طبق آخرین اطلاعات ارسالی از بهشت ، به افرادی که در راه جمهوری اسلامی شهید شوند 2 تا 18 برابر این رقم(512 میلیارد)، حوری تقدیم میگردد !

سوال : آقای خمینی در توضیح المسائلش نوشته بود اگر با چهارپایی گندی زدیم و حرکت بدی انجام دادیم باید آن خر یا گاو یا گوسفند را به 40 کیلومتری ببریم و بفروشیم... من به 40 کیلومتری بردم ولی آنجا کویر است و نمی توانم کسی را پیدا کنم اما در 28 کیلومتری شهرم یک جایی هست که بعضی ها می خرند...اشکالی ندارد همانجا در 28 کیلومتری شهر بفروشم ؟ عماد خاکی از رفسنجان

جواب:خیر! حرف ، حرف خمینی ست ... باید خریدار را هم به همان جا یعنی همان کویر ببری و در 40 کیلومتری بفروشی رهبر سابق نظام الکی که حرف نمیزد! همین کارها را می کنید که اسلام را به ماتحت نابودی و ورطه ی سقوط می کشانید

سوره ی السپیده

,

آخرین سوره ی ارسالی از الله

سپیده خواننده ی نیمه برهنه ی لوس آنجلسی ، در مصاحبه با  شبکه ی طپش گفت:

"من در اوقات فراغتم آرایش میکنم و بعضی وقتها قرآن میخوانم !!!!"

سپیده : من توی خونه 2 تا کار خیلی وقتم رو می گیره...اولی آرایش کردن جلوی آینه س...دومی قرآن خوندن! من هر روز سعی می کنم قرآن بخونم ... این خیلی بهم کمک می کنه از بچگی عادت داشتم مادرم هم همینطور بود !

سوره ی ارسال شده السپیده:

1تَفَکَرِتُونَ الهَوادار الامُلَ اَلچادُریv2الهَوادار اَلباحال وَ نازمَرمَریv 3هی اَلبِینَ اَلثانی گُوی اَلبُلورینv4یَحتَمِل اَلمابَین الثانی گَویِ کَلامَ المُبینv 5الحِینَ القال لِمَذا یَحمِل القُرآنv6هیَ القال : زِکی!یَتَفِکُر الرَخصَت انَا القََلیلَ البار المَعنویانَv 7الَحَین اَلقال فِی اَلیارانَ اللهَ الاَندی وَ اَلشَهرَامَ الَشَبپَره یَد الاَندَر فِی هِی اَلسینه الَفُرُوv8 اَلوَرَقَ القُرآنَ الدُورانُ وَ الحِینَ القَالید فُی الاَمرَ الَخَیر الَحَاجَت الهَیچَ اَلاِستِخاره... نَگوv 9 یُو سی  ایز الحَاجَتَv10الَیَعَمَنَوَنَ اَلقَبلَ اَز هَر اَلنِکاحَی اَلَبَایَد اَلاِستَخارَتv11وَ اَلچِه اَلنَیکَ مَابَینَ اَلثانَی اَلسیَنه َالَقرَارَتv 12الَتَفََلَحَوُن اَلَمِلتِ

1آیا پنداشتید که طرفداران ما فقط املها و چادری ها هستند؟ w2آیا ندیدید که ما طرفداران باحال هم داریم؟w3آیا ندیدید میان آن دو گوی بلورینw4 کلام مبین (قرآن) حمل میکنند؟w5وقتی که از سپیده پرسیدند چرا قرآن حمل میکنیw6جواب داد : زکی !فکر میکنید اجازه میدهم بار معنوی ام کم شود w7وقتی یاران خدا اندی و شهرام شبپره دست در سینه اش میکردند w8برگه های آیات قرآن را درمی آورند و آنگاه شما همینطوری گفتید :در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست؟ w9دیدید که حاجت هست! w10بدانید و آگاه باشید قبل از هر عملی  باید استخاره کرد w11و چه پسندیده است  که آن را میان دو سینه قرار دهید w12باشد که رستگار گردید

شان نزول:

این سوره در 12 آیه برای نشان دادن این نکته ارسال شد که فکر نکنید فقط زنان دماغ گنده ی چادری طرفدار الله هستند و چه بسا انسانهایی غیر چادری آن ور آبها میان سینه هاشان کلام مبین حمل میکنند تا بار معنویشان افزایش یابد.

تفسیر نزول:

این آیات نشانه ی ظهور اسلام در بین زنان برهنه ی آمریکاست و به زودی جهان به وسیله ی اسلام تسخیر و چند کعبه ی دیگر در جاهای مختلف دنیا ساخته خواهد .

پیام الله در مورد سرنوشت سپیده پس از ترویج اسلام در غرب:

سپیده خانوم !شما هم باید خوانندگی را ترک نموده  چادر بر سر کنی و به جارو و ظرف شستن مشغول بشوی وگرنه سنگسار جاری خواهد شد.باید شوهر نموده و مواظب باشی دیگر خط سینه را نمایان نکنی !حکم، حکم قرآن است .وقتی ارواح عمه ات قرآن میخواندی باید آن آیات قتالش را هم میخواندی!

اعتکاف

,

خاطرات بسیجی ها از اعتکاف

*اعتکاف یعنی سه روز عبادت پشت دربهای بسته ی مساجد برای الله

متن مصاحبه ی بسیجی شماره ی 1 با مجله ی سوره

-:خب از خاطرات اعتکاف بگید

-:با نام و یاد شهیدان 8 سال مشت محکم بر استکبار جهانی و صلوات از شفای امامین معصومین علیه الرحمه

-:ما که نفهمیدیم چی گفتی ... میفرمودید...

-:اعتکاف تجلی روحانی حق ِ شکوه بر باطل و پیروزی عرفان نمادالله و هوالعلی العظیم

-:باز هم ما که نفهمیدیم چه شکری خوردی میشه مثل بچه ی آدم بنالی؟

-:معتکفم به آنکه آمریکای جهانخوار را بر هولوکاست دروغین حسین علیه ِاسلام که با خونش ریخت به زمین سفت بخوری الهی

-:(خطاب به بچه های مسجد) آقا این دیوونه چی میگه یکی بیاد جای اینو با روح کم فتوح بتوله را سجاده کردیم عوضی بر عرش خدا ...خودم هم قاطی کردم!

 

متن مصاحبه ی بسیجی شماره ی 2 با مجله ی سوره

-:امیدوارم شما دیگه حالت خوب باشه ! از اعتکاف بگو

-:اعتکاف یعنی چنگ زدن و  کوبیدن و رقصیدن

-:جان؟

-:1-چنگ زدن به ریسمان الهی 2- کوبیدن به در خانه ی خدا 3-رقصیدن در فضای عرف و دین

-:اگه خاطره ای از این روزای عرفانی داری بگو

-: راستش با چنگ زدن شروع شد ...وقتی حال و هوای معنوی ایجاد شد شروع کردیم به در زدن ولی باز نکرد...مجبور شدیم به زور وارد شویم

-: یعنی یک نوع تجاوز عرفانی کردید؟

-:گاهی لازمه یکی از راه های سلوک عرفانیه

-:خب ماجرا داره اکشن میشه!

-:تجاوز رو که شروع کردیم سلوک عرفانیمان به مرحله ی جدیدی رسید

-:شنیدم که سر و صدای زیادی هم به پا شد بوده

-:بله! الکی که نیست همه در حال هوار زدن بودند

-: خب بعدش چه کارهایی کردید

-: مرحله ی بعدی رقصیدن بود بعد از خاک کردن شیاطین شروع کردیم به رقص عرفانی... از خودمون بی خود شدیم حاج آقا را به صورت حوری میدیم .همه جا رنگ کربلا گرفته بود و خون میچکید ...میتونستیم پشت دیوارهای مسجد رو هم ببینیم ... مراحل قبل را یک بار دیگر مرور کردیم و آن کارها را باز هم تکرار کردیم با حوری

-:حاج آقا رو هم؟

-:آره ...ولی چون در عالم سلوک اسلامی بود چیزی به یاد نمیاره ...نمیدونید تو اون فضا چی کشیدیم نمیدونید...

-:شیشه؟

-: درسته...شیشه رو میکشیدیم... روی سر و کله هامون ...جای قمه

-:شنیده بودم توی این هوای معنوی الله هوای بعضیا رو بیشتر داره ..انگار اونم اهل پارتیه

-:پارتی... اونم چه پارتی با حالی!

 

متن مصاحبه ی بسیجی شماره ی 3 با مجله ی سوره

-:از حال و هوا بگید

-:حال و هوا شنیدنی نیست برادر دیدنیه...به قول سید باید برای رسیدن به اون حال و هوا قرص عرفان بخوری...اون وقت میرسی به اونجایی که باید برسی

-:به کجا باید برسیم

-:به هیچ بودن...یعنی رسیدن به نقطه ای از نبودن... طوری عرفانی بشی که از خودت تهی بشی

-:بهترین ِ شما درامور ِ خوردن قرص عرفان و هیچ شدن در فضای اسلامی کدومتونه؟

-:همون اولین نفری که اومد و شما باهاش مصاحبه نکردی اسمش سیده...البته قبول دارم زیاده روی داره میکنه و مغزش رو داره داغون میکنه... اما توی سلوک عرفانی طوری داره مصرف میکنه که بچه ها بهش لقب "سید ایکس من" دادند...واقعا به درجاتی رفیع از X  بودن و هیچ بودن داره میرسه .

یه بار طوری خودشو فراموش کرده بود که کاملا لخت و برهنه اومد واسه نماز ما امام جماعت شد...بچه ها از این کار سید به شدت کف کرده بودند به طوری که اصلا نماز رو رها کردند و فقط به سلوک عرفانی سید زل زدند

-:مطمئنی فقط  به سلوک عرفانی سید زل زده بودند؟

-:نورش همه رو خیره کرده بود کسی فکر نمیکرد انقدر پرده ها رو راحت کنار بزنه و به روشنی خودشو نشون بده...کسی فکر نمیکرد سید مو لای درزش نرفته و چقدر نورانیه...

-:خب بعدش چی شد؟

-:فکر میکردم باهوش تر از این حرفها باشی! خب معلومه دیگه ... شما در نظر بگیر یک سید عریان و چندین جوان جویای حق!دیگه چه انتظاری داری به جز فوران عشق و هجوم به ...

-:آها فهمیدم .... خب سید شما دیگه چه هنرهایی داره

-:بزرگترین هنرش همین برهنه شدن و دریدن پرده های ریاکاریه ...معتقده انسان نباید هیچ چیزی رو از دیگران پنهان کنه ...اعتقاد داره انسان باید همه چیز و همه جای خودش رو به مردم نشون بده تا معلوم بشه که آن شخص چه وسعتی داره... معتقده که باید با آغوش باز به معضلات جوانان پاسخ داده بشه حالا اگر این آغوش باز بدون مزاحمت پرده ها و حجابهای ریایی باشه دیگه چه بهتر

 

متن مصاحبه ی حجت الله الاسلام ولمسلمین انجمنی با مجله ی سوره

-:سلام حاج آقا به نظر میرسه خیلی حالتون عرفانی باشه

-:م م من اگه تو تو تو رو نبینمت می می میمیرم...

-:بله؟

-(با ادا و اطوار سوسولانه) بله و بلا! چته خوشکله؟ خیلی نفله ای ها...

(در این لحظه چند تا بسیجی با یه سطل آب زرد اومدند و پس از خیس کردند ایشون شروع کردند به سیلی زدن.... سپس حاج آقا تغییر حالت یه دفعه ای داد و گفت:)

السلام العلیک و صلات و سلام علی سیدنا ابی القاسم المحــــــــــــمد صلوات...

-:چه بوی ادراری میاد... از این ابه که ریختند روی شما نبود؟!

-:میدانید گاهی وقتها بعضی چیزها خیلی بد نیست و گاهی نتیجه ی معکوس میده...مثلا سم مار برای درمان بعضی بیماری ها کاربرد دارد اگر دیدید که بعضی وقتها از نجاست استفاده میشه بدونید برای پریدن امواج منفی مغز بد نیست!و چنین ادراری ثواب است

-:پس اگه اینطوریه سطل رو بدید منم براتون یه تبرک بزارم اگه واقعا ثواب داره...

-:حتما ... همین سطل رو بردارید و همینجا بریزید الحق که ثواب داره

-:خیر دو دنیا ببینی ...چقدر هم دستشویی دارم...اگه میدونستم این خبرا هست بیشتر آب میخورم تا بیشتر ثواب کنم

(خبرنگار جلوی حاج آقا شروع کرد ...انقدردستشویی داشت که سطل تا نصف پر شد...خبرنگار آخر کار داشت زور میزد تا بیشتر بریزه ولی حاج آقا گفت)

زور نزن...الکی زور نزن ریا میشه! ثواب اونی نیست که با زور به دست بیاد...

 

توضیح:از مهمانان ویژه ی این اعتکاف می توان به مهران مدیری-امیر مهدی ژوله-پیمان قاسم خانی و آقایان ضرغامی و صفار هرندی فرزندان و اقوام و ارواح  نیما یوشیج و احمد شاملو اشاره کرد که به عنوان ابزار سلوک عرفانی و تجاوزات شهوانی مورد مصرف قرار گرفته بودند!علی الخصوص مهران مدیری که سابقه ی منکراتی زیادی هم در پارتی ها و استخرها دارد...گفته میشود او با شرکت در این اعتکاف توانست جواز ساخت چند سریال چرند دیگر را نیز بگیرد!